خرید بک لینک
ای تشنه با تلاطم دریا چه میکنیای کشتی نجات به صحرا چه می کنی بالا نشین عالم امکان، به روی خاکبا شور و حال عالم معنا چه می کنی ای زخمی جهالت یک نسل بت پرستبا درد جهل و کینه اعدا چه می

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:07

وقتی شوند قافیه با هم رباب و آباین آب آتشی شود اندر دل رباب سوزنده چون گدازه آتشفشان بودوقتی که می چکد به رخ زرد اشک ناب هر جا صدای طفل صغیری رسد بگوشحتی صدای خنده به دل میدهد عذاب در هر کجا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:07

صفحه بندی